محبت اينجاست
تحریف لغوی

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

 

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز

 

به علت مشغله های زیاد واقعا نمی توانم به صورت ماهانه ، وبلاگ را به روز کنم و از این بابت از همگی عذر می خواهم .

 

در تورات آیاتی است که اینجانب بعد از تحقیقات زیاد ، پی به تحریف لغوی آنها بردم

 و عین آن را برایتان می گویم تا مترجمان  تورات علت آن را برایمان توضیح دهند .

 

 ترجمه ی کنونی ( پیدایش 16:9 ) « فرشته ی خداوند به وی (هاجر ) گفت : نزد خاتون خود برگرد و زیر دست او مطیع شو * و فرشته ی خداوند به وی ( هاجر ) گفت : ذریت تو را بسیار افزون گردانم به حدی که از کثرت به شماره نیایند * و فرشته ی خداوند وی (هاجر ) را گفت : اینک حامله هستی و پسری خواهی زایید و او را اسماعیل نام خواهی نهاد زیرا خداوند تظلم تو را شنیده است * و او مردی وحشی

خواهد بود . دست وی به ضد هر کس و دست هر کس به ضد او ، و پیش روی همه ی برادران خود ساکن خواهد بود »

 

ترجمه همین آیات از زبان عبری « و یؤمرلاه: و گفت به او » «ملئخ ادونای : فرشته ی خدا » « شوبی ال کبیرنح: بازگرد بر خانمت » « و هیتعتی محقت بادها: و منقاد شو زیر دست او »  « و یؤمرلاه: و گفت به او » «ملئخ ادونای : فرشته ی خدا » « هرباه اوبرات : بسیار بسیار می کنم » « زرغح : ذریه ی تو را » « ولا یبساتر مروب : و نباید شمرده از بسیاری » « و یؤمرلاه: و گفت به او » «ملئخ ادونای : فرشته ی خدا » «هیناخ هاراه :اینک تو حامله ای » « و یولدت بن : و می زایی پسری را » « بقارات شمو یشیماعل : بخوان نامش را اسماعیل » « کی شامع ادونای : که شنید خدا » « أل عل نبیح : بر زجر تو » « و هو : و  او » « بهیه : باشد » « پرء : بهره » « ارام : دادم » « باوو : دست او » « بکل : به همه » « وید کل : و دست همه » « بو : به او » « و عل : و بالای » « ین : حضور » « کل : همه » « اهاو : برادرانش » « یشکین : ساکن خواهد شد . »

 

ملاحظه فرمودید که در قسمت انتهایی آیه تغییرات بسیاری است مخصوصا کلمه ی پرء  معنای وحشی نمی دهد و در اصل معنای آن بهره است و همینطور اصلا صحبت از ضدیت اسماعیل با همه نیست و صحبت بر بالاتر بودن اسماعیل بر دیگران است .  و وقتی کلمه ی « کل » بدون مضاف الیه بیاید مقصود کل عالم است و این که همه ی اهل عالم بر او محتاج خواهند بود و  به اتفاق صاحبان اندیشه ،  این وعده به اسماعیل و فرزندان اسماعیل  تحقق نیافته است  مگر در شخص موعودی که هنوز نیامده است .

 

 

حال به این آیه از کتاب تورات( حجّی باب دوم آیه ششم ) توجه کنید  تا با تحریف لغوی آن آشنا شوید

 

ابتدا  ترجمه کنونی  :  یک دفعه دیگر و آن نیز بعد از اندک زمانی ، آسمانها و زمین و دریا ، و خشکی را متزلزل خواهم ساخت * و تمامی امتها را متزلزل خواهم ساخت و فضیلت تمام امتها خواهد آمد و یهوه صبایوت می گوید که این خانه را از جلال پر خواهم ساخت * یهوه صبایوت می گوید نقره از آن من و طلا از آن من است * یهوه صبایوت می گوید جلال آخر این خانه  از جلال نخستینش عظیمتر خواهد بود و در این مکان سلامتی را خواهم بخشید . قول یهوه صبایوت این است .

 

حال به لغت عبری این آیات دقت کنید : « گوام ادنای سمات عداحت معط هی واتی مرعت ات هشمیم وات هارص وات هیام وات هجراء وهیر عشی وات کل هکومیم امنئات هبیت هر کبدلی امردنی وسوات کاوول یهینه هبیت هزخا هرن مینهراشن امراد ناسبات و هـفحت کسیس مملحوت و هشمدت حزت مملخت هوکومیم فتحی مرکوا و ایراد »

 

ترجمه ی اصلی این است : سهل است که من ، آسمانها و زمین و دریاها و اطراف عالم را به حرکت درآورم و عجم را تغییر دهم و بیاید آن کسی که جمیع عجم در انتظار او باشند و بتخانه را از خوبی پر سازد و خوبیهای آخرین خانه بهتر از اولین است . و در آن زمان تختهای پادشاهان را سرنگون خواهم کرد و جبروت پادشاهی عجم خواهد شکست .

 

قضاوت این موضوع  که کدام  دین  موجب فروپاشی عجم شد  و همینطور بتخانه ای که مرکز خوبیها خواهد شد و آخرین خانه است را به شما عزیزان می سپارم .

 

امثال این فقرات زیاد است و ان شاء الله در آینده نیز به آن خواهم پرداخت .

 

                 سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد

                                                                          یا حق   

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٦/٢٤ - مجتبی جواهریان
پاسخ به شبهه

بسم الله الرحمن الرحیم

 با سلام خدمت دوستان عزیز

در این چند مدت اخیر جزوه ای از طرف یک دوست مسیحی عزیز به اینجانب رسید و با عرض معذرت از همگی این قسمت را به نقد این جزوه اختصاص میدهم و در آینده به بحث مهدویت و ادیان خواهیم پرداخت.

نام این جزوه « رد پای خدا در تاریخ نجات » است که به مُهر کتابخانه ی کلیسای تهران ممهور می باشد.

با عرض ارادت خدمت این دوست مسیحی عزیز نقد آن را آغاز می کنم :

1 - در صفحه 4 این جزوه گفته شده : « خدا انسان را به صورت خود آفرید یعنی روح خود را در انسان دمید و به او حیات و زندگی بخشید ».

منظور از به صورت خدا بودن انسانها یعنی چه ؟ آیا منظور این است که چون ما حیات  داریم ، به صورت خدا هستیم ؟ پاسخ منفی است چون حیوانات و گیاهان هم دارای روح و حیات هستند و این منحصر به انسان نیست. آیا انسان مانند خدا است یعنی خداوند دارای دست و پا و چشم و اعضا ء گوارش و .... است ؟ مسلما این پاسخ هم منفی است.

آیا به خاطر اختیار داشتن ، انسان مانند خدا است ؟ این پاسخ هم منفی است چون جنـّیان هم دارای اختیار هستند و این منحصر به انسان نیست. اشکال کار اینجاست که افراد زیادی فکر می کنند خدا از ذات اقدس خودش به ما دمیده است و بر این باورند که منظور از روح خدا ، همان ذات اوست. اما روح مخلوق خداست و به هر کس که بخواهد - روحی را که  مخلوق و در مالکیت اوست - می دهد و حیات می بخشد . اصولا حیات خداوند را با حیات  انسان نمی توان مقایسه کرد . چون او حیات مطلق و واجب الوجود است و تمامی مخلوقات ممکن الوجودند .

2– از صفحه 7 « آدم که آفریده شده بود تا برای همیشه در باغ عدن زندگی کند ، از آن اخراج شد  ».

حتـّی کتاب مقدّس - پیدایش - هم می گوید که خداوند نمی خواست انسان حیات جاودانه داشته باشد و ترسید که مبادا انسان از درخت حیات بخورد و حیات جاودان پیدا کند !!!!!!!!!!!!!! ( پناه می برم به خدا از حرفهای بی منطق ). پس این سخن که « برای همیشه در باغ عدن ...» اصلا مصداقی از خود کتاب مقدّس هم ندارد. در ضمن آیا باید آدم و حوّا به تنهایی در باغ عدن به حیات ابدی ادامه می دادند یا صاحب اولاد می شدند ؟ وقتی که صاحب فرزند شدن آدم  و حوّا بستگی به این داشت تا عورت آنها برایشان مشخص شود ، آنها مجبور بودند برای صاحب فرزند شدنشان از آن میوه بخورند تا بتوانند ادامه ی نسل دهند .

3 -  از صفحه 7 « همانطور که همه ی ما می دانیم زندگی و حیات از پدر است » . این سخن اصلا نباید برای مسیحیان مصداقی داشته باشد . شاید کسی بگوید زندگی و حیات از پسر است و یا کسی دیگر بگوید از روح القدس . در نظر مسیحیان چون اینها یکی هستند نباید فرقی داشته باشد که به جای پدر، پسر گفته شود و به جای پسر، روح القدس و یا به جای روح القدس کلمه ی پدر را گذاشت . حتـّی خود کتاب مقدس این مسئله ی یکی بودن را رد می کند  و از مسیح به عنوان نخستین مخلوق و نخست زاده ی  خدا یاد می کند ( کولسیان ). بنا بر این استدلال که این سه وجه یکی هستند پس اگر ما در این کتاب ( ردّ پای خدا در تاریخ نجات ) یا کتاب مقدس یا هر کتاب مسیحی دیگر ، جای کلمه ی پدر را با پسر و پسر را با پدر و یا روح را با پدر و ...  عوض کنیم نباید اشکالی داشته باشد .

لطفا این کار را بکنید تا خودتان متوجه اشتباه بودن این جمله (پدر و پسر و روح القدس یکی هستند ) گردید. به عنوان مثال ( عیسی عیسی را فرستاد تا عیسی را داخل رحم مریم بدمد !!!) یا ( روح القدس عیسی را فرستاد تا پدر را داخل رحم مریم بدمد!!! ) و یا ( پدر نخستین مخلوق پسر بود!!! ) و یا ( روح القدس ، عیسی را به صورت کبوتری فرستاد تا در کنار رودخانه ی اردن بر پدر که یحیی داشت او را غسل می داد نازل شود ....) !!!!.

۴ از صفحه ی 8 ( بذر گناه در تمام انسانهای بعد آدم و حوّا وجود  دارد ) یعنی تمام افراد این جهان گناهکارند و فرد بی گناه در اینجا وجود ندارد و اگر هم خود شخص نخواهد گناهی انجام دهد ، امکان ندارد و او محکوم به جهنم است. طبق این استدلال – به طور مثال –  می توان گفت تمام افراد بشر زناکار هستند چون ابزار زنا  با آنها همراه است . سخن منطقی این است که تمام افراد بشر به خاطر داشتن اختیار می توانند پاک بمانند یا به راه گناه کشیده شوند و انسان کاملا در این خصوص مختار است .

از این دوست عزیز که این جزوه را به من داد پرسیده بودم « اگر طفلی از مادر متولـّد شود و همان موقع بمیرد در جهنم است یا بهشت » که ایشان جواب دادند در « جهنـّم » . در این صورت اعمال انسان جبری است و ما اختیار نداریم .

5 اگر ما ( انسانها) به خاطر گناه آدم و حوا نمی توانیم به عدن بر گردیم و استحقاق زندگی در آنجا را نداریم ، پس طبق گفتار خودتان که مسیح قربانی شد تا گناه اولیه بشر محو گردد ، باید تمامی نوزادان متولد شده ، بعد از قربانی شدن مسیح ، بی هیچ چند و چونی به عدن باز می گشتند !!!! دقت کنید . اگر این اتفاق صورت نگرفته پس صحبت از قربانی شدن عیسی برای گناه اولیه ، بی مورد خواهد بود .

۶ – در کتاب مقدس ، ما تصویر درست از شیطان نداریم . مسیحیان می گویند که همان ماری که آدم و حوّا را فریب داد ، شیطان است امّا در همان کتاب پیدایش ما می خوانیم که آن مار جزو آفریده شدگان خداوند و از موجودات زمینی بود . به نظر مسیحیان شیطان در قبل فرشته بود و این سخن اصلا با مار بودن او و یا زمینی بودن او مغایرت دارد. در همان پیدایش ما می خوانیم که بعد از فریب خوردن آدم و حوّا ، خداوند به مار گفت که از این به بعد باید روی شکمت راه بروی. پس منظور از آن مار فرشته نبوده است و اگر منظور همان فرشته است پس تمامی فرشتگان باید به صورت مارهایی باشند که دست و پا دارند !!!!.

7 – در صفحه 10 آن کتاب آمده است که « خداوند برای بخشیدن گناه بشر چاره ای اندیشید و آن چاره این بود که انسانها برای مکافات گناهانشان باید حیوانات را قربانی می کردند و .....  امّا این چاره ی کار نبود » !!!!

خودتان بگویید که اگر ما بدانیم خداوند چاره ای را اندیشیده باشد و ما با عقل خودمان بگوییم این چاره ی کار نبود یعنی چه ؟ آیا نه این است که ما خداوند را (نعوذ بالله) مدبّر ندانسته ایم؟ حال به گفته ای از صفحه 14 آن کتاب توجّه کنید « همه می دانیم که خدا ، خدای نظم و ترتیب و حکمت است و هیچ وقت از روی بی نظمی و بی حکمتی دست به کاری نزده و نخواهد زد »

لطفا برای ما توضیح دهید که این جمله ی « امّا این چاره ی کار نبود » در برابر خداوندی که علم مطلق و حکمت مطلق است ، چه معنایی می تواند داشته باشد ؟

8 – لطفا به متن صفحه 14  توجّه کنید « ... پس چه نیازی بود که ( عیسی ) این چنین تولدی داشته باشد وکاملا متفاوت با بقیه ی پیامبران و انسانها بدنیا بیاید ؟ چون پیامبران دیگر هم همین کارها را کردند ( دعوت به خدا پرستی ) و در عین حال از تولد کاملا طبیعی برخوردار بودند . راز این تولد چیست ؟ » .

از این متن چه متوجه می شوید ؟ عیسی پیامبر است یا خدا ؟ مخصوصا قسمت « .. پیامبران دیگر .. » کاملا وجه پیامبری او را نشان می دهد که نویسنده ی کتاب از کلمه ی « پیامبران  دیگر » استفاده کرده است .

9 – از صفحه 8 -  بنا بر کتاب مقدس - ( خدا از آدم و حوا می پرسد که آیا از آن میوه خوردید ؟) بعد از آن می ترسد که مبادا آنها از درخت حیات بخورند و تا ابد الاباد زنده بمانند. اصولا در کتاب مقدس امثال این سخنان زیاد است مانند اینکه خداوند، آدم و حوّا را بعد از خوردن میوه ی ممنوعه  که پشت درختان پنهان شده بودند، نمی بیند واز آنها  می پرسد : کجایید؟!!!!

اینگونه سخنان خداوند را - که علم مطلق است و از تمامی امور غیبیه خبر دارد – به صورت فرد جاهل به ما نشان داده است. یعنی از نظر کتاب مقدس خداوند از غیب خبر ندارد.

10- از صفحه ی 13 « همه ی ما می دانیم که نسل از مرد است و در شجره نامه و نسب نامه ها معمولا اسم زن را نمی بینیم »

اصلا چه اصراری بوده است که برای مسیح شجره نامه درست کنید ، و بعد هم شجره ی او را به یوسف نجار که نامزد مریم بوده ( به قول شما )ربط دهید ؟

چرا شجره ی عیسی در متن متی و لوقا فرق می کند ؟ اگر لوقا شجره ی مادر او را گفته، شما که شجره را از مرد می دانید؟

اگر بنا بر عهد عتیق ، مسیح از نسل سلیمان پسر داود است چرا متی نسب او را به ناتان پسر داود می رساند ؟ و هزار چرای دیگر ؟!!!!

آدرس کتاب:http://www.nejateazim.org/publish/noor1.htm

 

 

   « سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد » 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٤/۱٢ - مجتبی جواهریان
مهدویت و زرتشت

 بسم الله الرحمن الرحیم

 با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز و استادان ارجمند

این پست را همانگونه که قول داده بودم به مطالبی از مذهب زرتشتیان، پیرامون منجی اختصاص می دهم. زرتشتیان در آخرین هزاره ی خود انتظار ظهور منجی ( هوشیدر ، هوشیدر ماه ، سوشیانس ) را دارند و هنوز هم چشم به راه هستند .

اما چند بار است که هزاره های آنان سر آمده و منجی نیامده است. البته اختلاف فاحشی در تاریخ دقیق زرتشتیان وجود دارد. مورخین تاریخ زرتشت را از 389 تا 8600 سال قبل از میلاد حدس زده اند. در رونویسی هایی که از کتاب های آنان ( اوستا ، دینکرد، زند و بهمن یشت و ...) شده است ، هر رونویس کننده ای بنا به تفسیر خود در آن دخل و تصرف کرده و پیشگویی های آن را در تفسیر حادثه ای - که خودش بر آن باور بوده - به ذهن خواننده ارجاع داده است. 

مبلـّغین زرتشتی (مانند مسیحیان ) دلایلی را مبنی بر نیامدن منجی بیان می کنند. ( در انجیل هم مطالبی است که ظهور منجی بعد از عروج مسیح (ع) را خیلی نزدیک می داند اما اربابان کلیسا برای این تاخیر دلایل خودشان را ارائه می کنند .) 

به اعتقاد زرتشتیان قبل از خاتمه ی هزاره ،دیوان و اهریمنان در زمین سلطه گری خواهند کرد و در شروع هزاره ی جدید هوشیدر خواهد آمد و جنگ سختی بین نیکی و بدی در خواهد گرفت. نیکان پیروز و اهریمنان نابود خواهند شد. 

همچنین کتاب شاپورگان از شخصی به نام (خرد شهر ایزد ) سخن می گوید که او قبل از قیامت ظهور خواهد کرد. او علم و دانش را بر روی زمین به اکمال خواهد رساند. در زمان آمدن او علائم شگفت انگیزی در آسمان به وقوع خواهد پیوست. فرشتگان از غرب تا شرق در خدمت او خواهند بود و پنج تن !!! محترمین و نگهبانان زمین و آسمانها و همچنین پرهیزکاران و دیوان فروتن  به او احترام خواهند گذاشت.

حال به سخنان آنها توجه می کنیم : * چون از هزاره ی هوشیدر پانصد سال برود ، هوشیدر ماه زرتشت پدید آید و آز و نیاز را تباه کند * پس دیو خشم برود و بیوراسپ (ضحّاک) را از بند رها کند و او جهان را فراز گیرد . پس مردم را بخورد ، پس جانور را بخورد ( ظلم و جور زیاد شود ) * پس اورمزد (خداوند) ، سروش و نیروسنگ ( جبرییل و میکاییل ) را بفرستد که سام نریمان را برانگیزند ( منظور از سام نریمان شخصی است که به منجی کمک می کند) . سام نریمان به سوی ازی دهاک ( ضحّاک)  رود (به نظر می رسد منظور از ضحّاک ، سفیانی باشد ) * ضحاک به سام نریمان گوید که پادشاهی برای من و سپه سالاری برای تو باشد و با هم دوست شویم . امّا سام نریمان با گرز به سر او می کوبد * بار دیگر ضحّاک گوید که پادشاهی برای تو و سپه سالاری برای من باشد امّا سام نریمان دوباره با گرز به سر او می زند وضحّاک می میرد . * پس از آن اهریمن به دیو آز گوید که تو برو و تمام جانواران را بخور پس دیو آز تمام دام ها و بهایم مردم را می خورد ( قحطی می شود ) * پس سوشیانس ( منجی ) سه مراسم مذهبی ( نماز ) انجام دهد و مردگان را از قبر بیدار کند و مردمان همه بی رنج شوند . * همه ی مردم از آتش گداخته رد می شوند ( امتحان می شوند تا پاک از خبیث جدا شود ) و بی گناه و روشن شوند مانند خورشید .* همه در سن 15سالگی شوند * اهریمن را از آسمان بیرون کشند و سرش ببرند. « بهمن یشت ، در ِ هفدهم » 

بهمن یشت ادامه ی در ِ هفدهم: گشتاسب از جاماسب پرسید:چون گاه ( زمان ) هوشیدر شود چه نشان خواهد بود * جاماسب بتیخش گفت : شب از روز روشن تر باشد * بنات النعش ( نام تعدادی ستاره ) به سمت خراسان (شرق) رود *درآمد مردمان با همدیگر فرق کند * پیمان شکنان زودتر به مقصود خود رسند.*مردمان خوار فرمانروا شوند* انسانهای بد را بیشتر بها دهند ( از ترس شرشان ) *حرص زیاد شود * بلاهای آسمانی و هجوم جانوران موذی زیاد شود * دین راستی را مسخره کنند * نمی توان تابستان را از زمستان تشخیص داد * مردمان دچار مرگ زودرس شوند * به محترمین بی احترامی کنند * سیستان پر از آب شود * پس دستور جهان بیاید و دین پیغامبر زند را دوباره تصفیه کند.

 بهمن یشت در ِ چهارم : دیوان ژولیده موی از خطه ی خراسان به ایرانشهر برسند و افراشته پرچم باشند * آن دیوان ژولیده موی، فریفتار ( کسی که آنچه گوید را نکند ) باشند * مهر پدر از پسر و برادر از برادر برود ( همه از هم بری شوند ) * محصول زمین کم شود و میوه تخم ندهد * در آن بدترین هنگام ، یک مرغ را از مردم دین دار بیشتر ارزش دهند ( همه به دنبال غذا باشند ) * در آن هنگام سخت ، پست ترین بندگان خدا به پادشاهی شهرهای ایران فراز روند * همه آزمند و ناسزا دین باشند * باد گرم و سرد زیاد بیاید * باران به هنگام خویش نبارد * سپندارمذ ( فرشته ی نگهبان زمین ) دهان باز کند و هرگونه گوهر و فلز مانند طلا و نقره پدیدار شود *پادشاهی ایران به قبایل ترک ، آتور ( غیر تورانی ) ، توپیذ ( تبتی ) چون اودرک ( یکی از قبایل خزر ) رسد * بسا مردم نابکاریها مانند غلامبارگی و نزدیکی با زنان بی نماز کنند و هوا پرستی انجام دهند * در این هنگام سخت ، شب از روز روشن تر شود * در ِ هفتم از بهمن یشت : ای سپیتامان زرتشت ! چون دیو ژولیده موی از تخمه ی خشم پدید آید ، نخست از خراسان پرچم سیاهی پیدا شود * نزدیک اروند رود ( نزدیک عراق ) سه کارزار کنند* آنچنان کارزاری کنند که هزار زن از پس مردی ببینند و بگریند * دشمنان خدا تباه شوند و شهرهای ایران دوباره آباد گردد . ..... سخن بسیار است و من از آنها گلچین کردم . 

(بحار الانوار ج 13) از قول پیامبر صلی الله علیه و آله: پرچمهای سیاه از خراسان روی می آورد ... 

(بحار الانوار ج 3) از قول پیامبر صلی الله علیه و آله: زمین پاره های جگرخود را از طلا و نقره بیرون خواهد ریخت ....

(بحار الانوار ج 13) از قول پیامبر صلی الله علیه و آله:در آن زمان چیزی دیده نمی شود جز حاکم بیدادگر وتوانگر بخیل و عالم راغب به مال و فقیر دروغگو و پیرمرد بدکار و بچه ی بی بند و بار و زن احمق و سست (بحار الانوار ج 3 )از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله : در آن زمان دردست گیرند امور مردم را افرادی بیدادگر و وزرایی فاسق * زنان بر مردان حکومت خواهند کرد * مشورت با کنیزکان است * بچه ها بر منبرها بالا خواهند رفت * دروغ را شوخی و زکوه را ضرر دانند * در آن روزها قومی بر مردم حکومت خواهند کرد اگر مردم سخن گویند آنان را می کشند و اگر ساکت باشند مال آنها را مباح ( جایز ) دانند * زنان سوار بر مرکب ها خواهند شد ، لعنت خدا بر آن زنان  *  مساجد را مانند معابد یهود و نصارا ، تزیین کنند * مناره ها را بلند سازند * در آن روز ظاهر خواهد شد سود پول و سفته بازی و با رشوه معامله کنند * طلاق فراوان خواهد شد ....

برای حسن ختام این پست توجه شما را به حدیثی از امام صادق (علیه السلام) و همچنین حدیثی از امیرالمومنین (علیه السلام) در باره ی علائم ظهور جلب می کنم:  

نقل کرده مفضل ابن عمر از امام صادق (علیه السلام)که فرمود: ای مفضل! آیا می دانی کجاواقع می شود دار زوراء ؟ عرض کردم خدا و حجتش بهتر می دانند . فرمود : ای مفضل ! بدان که در نزدیک ری کوه سیاهی است . بنا می شود در پایین آن شهری به نام طهران. خانه هایش مانند قصرهای بهشتی و زنانش مانند حورالعین می باشند . بدان ای مفضل ! آن زنان به لباس کفر مزیّن می شوند و سوار می شوند بر زین . تمکین از شوهر نکنند و درآمد شوهرانشان بر خرج آنان نرسد پس طلاق بخواهند از شوهرانشان . اکتفا کنند مردان به مردان و زنان به زنان . شبیه می شوند مردان به زنان و زنان به مردان . پس اگر خواستی دینت را حفظ کنی در آن شهر اقامت منما و در آنجا خانه اختیار نکن . برای اینکه آنجا محل فتنه است و فرار کن از آنجا به سوی قله های کوه . مانند روباه و بچه هایش از سوراخ کوهی به سوراخ دیگر . « منتخب التواریخ ، علائم ظهور ناظم الاسلام ، سفینه النجاه» 

اصبغ ابن نباته از حضرت علی (ع) پرسید : دجّال کیست؟ حضرت فرمود : نام او صاید پسر صید است. خارج می شود از شهری که اسمش اصفهان است. چشم راستش از بین رفته و چشم چپش در وسط پیشانیش است. در پیشانی او نوشته شده است : کافر . هر کس آن را میخواند .... ندا می کند در زمین که منم پروردگارتان ... آگاه باش که زیادترین لشگر او در آن زمان از اولاد زنا هستند .« مجالس السنیه ص 13 و الزام الناصب ص 18 »

« سلام بر کسی که از هدایت تبعیت کند »

                                         

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٢/٢۳ - مجتبی جواهریان
ادلـّه هایی از مکاتب دینی

                                                    بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز و ره پویان حقیقت
عید سعید باستانی را خدمت تمامی شما تبریک عرض می کنم .
مطلب را با ادلـّه هایی از مکاتب دینی شروع می کنم :
1 - یکی از قدیمی ترین کتاب هایی که در حال حاضر موجود است  مربوط به برهمنان هندی است .
نام این کتاب ( مهادیو) می باشد که مربوط به احوالات جنیان است . مهادیو پدر تمامی جنیان می باشد (مانند آدم ع که پدر انسان ها است ) .
در آن کتاب آمده :
مهادیو از دست فرزندانش که بســــــــیار گناه می کردند و به هیچ عنوان به راه راست هدایت نمی شدند ، رنجیده شد و در کوهی به نام سمیرا اقامت کرده و گوشه ی عزلت گزید و با پروردگار شروع به راز و نیاز کرد .
بعد از آن به همسر خود ( گوریا بتی ) که مادر تمام جنیان است از خلقت موجودی از خاک و طین به نام آدم را خبر داد که در دوره ی (کال جک)  که دور دوّم از ادوار چهارگانه است ، اتفاق خواهد افتاد .
و همینطور از خلقت آخرین پیامبر و دوازده  بزرگوار از نسل او که آنها از نسل آدم  و افضل بر تمامی مخلوقات خداوند هستند ، خبر داد .
در مذهب برهمنان کتاب مهادیو از کتابهای آسمانی است و آنها مهادیو را پیامبر می دانند .
خوانندگان ملاحظه می فرمایند که به چه صراحتی خبر از آخرین پیامبر از نسل آدم و دوازده نفر از نسل او است و کتاب مهادیو آنها را بر تمامی مخلوقات ، افضلیت داده و آنها را سروران عالم می داند .
2 – دیگر کتاب بزرگ هندوها کتاب پاتنگل است .
در آن کتاب گفته شده :
 چون مدّت دور تمام شود دنیای کهنه ، نو و تازه می گردد و صاحب پادشاهی تازه ای از نسل دو پیشوای بزرگ جهان که یکی از آنها آخرین پیامبر و دومی صدیق اکبر و وصی او خواهد بود ، پیدا گردد .
نام آن پادشاه به زبان هندو ( راهنما ) است .
(توجّه داشته باشید که معنی لغت مهدی ، راهنما است )
او به حق پادشاه شود و جانشین پیامبران خواهد شد و معجزات بسیار خواهد داشت .هر که به او پناه برد و دین پدران او را قبول کند ، نزد رام ( خدای هندوها ) سرخ روی خواهد بود . دولت او بسیار طولانی خواهد شد و عمر او از عمر تمامی فرزندان آخرین پیامبر طولانی تر است .
آخر دنیا به او تمام خواهد شد . او از ساحل دریای محیط و جزایر سراندیب و قبر بابا و جبال قمر و شمال هیکل زهره تا سیف البحر و اقیانوس را مسخر خود خواهد کرد و بتخانه ی سومنات را خراب کند .
جگرنات ( نام بت اعظم که او را مظهر آفریننده ی کلّ می دانند ) به فرمان او به سخن آید و به خاک افتد . پس او را بشکند و به دریای بزرگ اندازد و هر بتی را در هر کجا بشکند .
همانطور که ملاحظه فرمودید تمام نشانی هایی که در این قسمت است فقط بر حضرت حجه ابن الحسن ( روحی له الفدا ) مصداق پیدا می کند .
3 – دیگر کتاب آنها به نام شاکمونی است. در آن کتاب گفته شده :
پادشاهی و دولت دنیا به فرزند سید مخلوقات دو جهان ( کشن ) بزرگوارتمام خواهد شد. (کشن در زبان آنها نام پیامبر آخر است )
در دوران پادشاهی فرزند کشن ، همه در خدمتش باشند و او از سودان که زیر خط استوا است تا عرض تسعین ( نود درجه) که زیر قطب شمال است و ماورای اقلیم هفتم (به نظر اینجانب اقلیم هفتم ، آمریکا است ) را تصاحب خواهد کرد . دین خدا زنده گشته و یکسان خواهد شد و نام آن پادشاه ، ایستاده است .
( توجّه داشته باشید که لغت قائم به معنای ایستاده است ).
به اعتقاد هندوها شاکمونی پیامبر صاحب کتاب بوده و بر اهل ختا و ختن ، مبعوث شده است و محل تولد او شهر کیلوس است .
مطمئن هستم که شما عزیزان با خواندن این مطالب بهت زده و متحیّر شده اید ( مانند خود من ) . خدا را شکر می کنم که به این بنده ی حقیرعنایت کرده تا بتوانم این مطالب را به دیگر دوستان برسانم . 
چند کتاب دیگر هم هست که تمام آنها همین مضمون را دارد مانند کتاب دید و جوک و ماسک و دادیک .
ان شا الله در ماه آینده با کتاب های زرتشتیان در خدمتتان خواهم بود  .
                           سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/۱/۱۸ - مجتبی جواهریان
مهدویت و ادیان

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت تمامی دوستان عزیز و استادان ارجمند
چند ماه وبلاگ تعطیل بود و یا به عبارت دقیق تر مطالب در مورد مسیحیت تمام گشته و تمامی سخنها را گفته بودم .
هر چند مشغله ی کاری من زیاد است امّا باز هم به پیشنهاد بهترین دوستم دوباره روح زندگی را به این صفحات می دمم و با مطلب جدید ( مهدویت و ادیان ) اذهان دوستان را سوی تکاپو و کنکاش و تفکـّر به سوی حقیقت و راستی ، راهنمایی می کنم .
می دانم که پای نهادن در چنین موضوعی بســــیار سخت و پر درد سر است و با کوچک ترین کم کاری علاوه بر این که آماج تیرهای انتقاد قرار خواهم گرفت ، شاید در وظیفه ی دینی خود نیز اهمال کنم .
در هر حال به حول و قوّه الهی و با تأییدات حضرت صاحب الزّمان قدم در این راه می گذارم .
امید است این تحفه ی ناچیز مورد قبول حضرتش و پدران گرامی و مادر ستم چشیده اش قرار گیرد.
اعتقاد به منجی در تمام ادیان
درتمامی ادیان اعتقاد به منجی و نجات بخشی که با حضور او تمام بدی ها و نا عدالتی ها نابود می گردد، وجود دارد .
درحقیقت با آمدن او روح محبّت و عشق آنچنان سراسر دنیا را فرا می گیرد که حتـّی حیوانات وحشی نیز دست از کشتن هم بر می دارند و در کمال آرامش در کنار هم به زندگی ادامه می دهند .
زمین تمامی ثروت و دارایی خود را عیان می کند و آنچنان امنیتی برقرار می شود که حتـّی زنی از شهری به شهری دور به تنهایی سفر خواهد کرد و هیچکس متعرضش نمی شود .
به عبارت صحیح تر آن مدینه ی فاضله که تمام فیلسوفان و دانشمندان از آن سخن گفته اند ، به وجود خواهد آمد و دیگر نه فقری خواهد ماند و نه دردی و نه ظلمی .
آن منجی کیست ؟؟
ادیان - بنا به محتوای کتابشان و سخنان عالمانشان - او را مردی دانسته اند که در آخر الزّمان به این دنیا خواهد آمد و بعد از رفتن او قیامت بنا خواهد شد و همگی به سوی پروردگار بزرگ خواهیم رفت تا بنا به اعمالمان در سعادت یا شقاوت ابدی به سر بریم .
هیچ کدام از ادیان در این سخنان تردیدی ندارند و آمدن او مورد ثبوت آنها است .
امّا درهویت او اختلاف دارند. هر کدام از ادیان او را از آن ِ خود می داند و در رابطه با این موضوع به خود می بالد .
بجز ادیان صاحب کتاب ( اسلام ، مسیحیت ، یهودیت ، زرتشتی، صابئین ) ادیان دیگر مانند هندوییسم ، بوداییسم ومیتراییسم و مکاتب دینی غیر الهی * نیز به وجود او معتقد و همان اعتقادات را نسبت به او دارند .
همه ی ادیان او را کسی می دانند که دارای کمال معارف روحی و جسمی خواهد بود . از نظر ظاهری بسیاردلربا و از نظر باطنی لبالب از تمامی صفات پسندیده است .
بعضی از مکاتب او را ( نعوذ بالله ) خود خدا می دانند که در آخر الزمان هبوط کرده و به زمین می آید .
در نظر آنها خداوند به صورت های مختلف ( انسان یا فرشته یا موجودی بالا تر از آنها که برای ما مفهوم نیست ) به این جهان خواهد آمد تا بتواند صلح و امنیت و توانگری را برای ما به ارمغان آورد و شیطان را شکست خواهد داد و برای ابد بدی و شر را از بین خواهد برد .
درست یا صحیح نبودن این نظرات فعلا برای ما مطرح نیست و من می خواستم اعتقاد داشتن به یک منجی را در تمام مکاتب برای شما روشن کنم .
با این پیشگفتار انشاالله در سال جدید و پست جدید در خدمت تمام شما عزیزان خواهم بود .
امید که این عید سعید باستانی برای تمامی شما مبارک ومیمون باشد و در ظلّ توجهات خالق یکتا به آرزوهای خود نایل گردید .
                                                    
                                                     
 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* به نظر اینجانب مکتب دینی غیر الهی وجود ندارد و در تمامی آنها شمّه ای از خداوند یکتا وجود دارد ولی این خود آنها ( توسط وسوسه های شیطان) بودند که آن را تحریف کرده و از حقیقت فاصله اش دادند .
اینجانب در قبل ( محبّت اینجاست ، قسمت نظر یک بودایی) گفته بودم که شاگردان بودا می خواستند به او جنبه ی الوهیت بدهند امّا بودا آنها را از شرک و گمراهی به سوی پرستیدن خداوند یگانه و یزدان تشویق می کرد.تاریخ تمدّن ج 2 ص 635
حتـّی شیطان پرست ها نیز - بنا به فطرت پرستش - می دانند که باید خالق را پرستش نمود امّا دچار گمراهی شده و از راه راست لغزیده اند.
   
                                       «سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد»
  

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱٢/٢٥ - مجتبی جواهریان
مهدویت و ادیان

با سلام خدمت همه ی دوستان

ان شاء الله وبلاگ در تاریخ ۲۰/۱۲/۸۶ با موضوع مهدویت و ادیان به روز می شود.

منتظر حضور همه شما هستیم.

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۱٢/٧ - مجتبی جواهریان
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 
با سلام خدمت دوستان عزیز
از این که  مدّتی در خدمتتان نبودم عذر خواهی می کنم .
در این مدت ( حدود یک سال و نیم ) مطالب زیادی در رابطه با مسیحیت و اناجیل کنونی خدمتتان عرض کردم .
در این مدت فقط تشویق های شما و همچنین چشم امید به رحمت خداوند است که مرا به ادامه وا می دارد .
فکر می کنم تمام گفتنی ها را در رابطه با مسیحیت گفته ام و اگر پس از این چیزی بگویم مطالب تکراری خواهد بود بجز یک مورد که آن هم در رابطه با اسامی 12 جانشین پیامبر آخر الزمان در تلمود است که در آن به زبان عبری اسامی ایشان گفته شده است اما متأسّفانه هنوز تلمودی پیدا نکردم .
این ادّعا را در جایی خوانده بودم و تا از صحّت آن مطـّلع نشوم این ادّعا را نمی کنم.
در این مدّت با اساتید و افراد زیادی آشنا شدم (چه مسیحی و چه مسلمان ) که واقعا ً از دوستی با آنها به خود می بالم .
مسائلی که اینجانب در این وبلاگ به آن پرداخته بودم 1 – تحریفات کتاب مقدّس 2 – حقـِانیت اسلام 3 – خدای واقعی 4 – چگونگی اعتبار دادن به این انجیل کنونی 5 – بشارات به جا مانده اناجیل در ارتباط با پیامبر آخر الزمان 6 – انجیل های مردود از نظر کلیسا مخصوصا برنابا 7 – تشابهات مسیحیت کنونی با ادیان بت پرست گذشته ( هندوییسم ، بوداییسم ، میتراییسم ، خدایان مصری ، بت بعل ... ).. بوده است .
در این مدّت اهانت های زیادی شنیدم امّا واقعا ً با نوشتن هر کلمه در این وبلاگ ، ایمان من به اسلام قوی تر می شد .
در هر حال باز هم به نوشتن ادامه خواهم داد و اگر خدا توفیق دهد این مطالب را تحت عنوان ( محبّت اینجاست ) یا ( ظهور و سقوط مسیحیت ) چاپ خواهم کرد.
از تمام شما عزیزان التماس دعا دارم  و برای همه ی شما عزیزان آرزوی سلامتی دارم .
                              
« سلام بر کسی که از هدایت ؛ تبعیت کرد »
 
 
                                                              یا حق
                        
 
                                                       

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۸/۳٠ - مجتبی جواهریان
 

با سلام خدمت تمامی دوستان و عرض پوزش به خاطر تاخیر

در سه پست اخیر تمامی موارد مطرح شده در قرآن که در مورد مسیح ع بود را مورد بررسی قرار دادیم و دیده شد که هیچ مورد غیر عقلانی و مبهم در مورد این پیامبر الهی دیده نشد.

بعضی از دوستان سوالهایی مطرح کرده بودند که اینجانب بارها و بارها در این وبلاگ پاسخگوی آن بودم و به همین دلیل از جواب به آنها خودداری کردم تا خودشان زحمت کشیده و پاسخشان را از درون وبلاگ پیدا کنند.

با عرض پوزش دوباره به خاطر مسائل متعدده مجبورم که این پست را فقط برای عرض ادب به شما اختصاص دهم و ان شا الله در تاریخ 1/9/86 مطالب جدید را خواهم نوشت.

از همگی التماس دعا دارم.

                      

                         « سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد »

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/۸/٥ - مجتبی جواهریان
عيسی و قرآن ۳

بسم الله الرحمن الرحیم

 
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان .
مطلب عیسی ع و قرآن را ادامه می دهیم.
حال به سراغ سوره ی مریم می رویم.
 
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَاناً شَرْقِيّاً (16) فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَاباً فَأَرْسَلْنَا إِلَيْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَراً سَوِيّاً (17) قَالَتْ إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِيّاً (18) قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَاماً زَكِيّاً (19) قَالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِيّاً (20) قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْراً مَّقْضِيّاً (21) فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَاناً قَصِيّاً (22) فَأَجَاءهَا الْمَخَاضُ إِلَى جِذْعِ النَّخْلَةِ قَالَتْ يَا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هَذَا وَكُنتُ نَسْياً مَّنسِيّاً (23) فَنَادَاهَا مِن تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيّاً (24) وَهُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيّاً (25)‏ فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيّاً (26) فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا يَا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيّاً (27) يَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِيّاً (28) فَأَشَارَتْ إِلَيْهِ قَالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيّاً (29) قَالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيّاً (30) وَجَعَلَنِي مُبَارَكاً أَيْنَ مَا كُنتُ وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيّاً (31) وَبَرّاً بِوَالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيّاً (32) وَالسَّلَامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدتُّ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيّاً (33) ذَلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ قَوْلَ الْحَقِّ الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ (34) مَا كَانَ لِلَّهِ أَن يَتَّخِذَ مِن وَلَدٍ سُبْحَانَهُ إِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ (35)
 
و مريم را ياد كن‏، آن هنگام كه از خانواده‏اش جدا شد، و در ناحيه شرقى [بيت المقدس‏] قرار گرفت‏؛  «16»   و ميان خود و آنان حجابى افكند. در اين هنگام‏، ما روح خود را بسوى او فرستاديم‏؛ و او در شكل انسانى بى‏عيب و نقص‏، بر مريم ظاهر شد!  «17»   مریم گفت‏: من از شرّ تو، به خداى رحمان پناه مى‏برم اگر پرهيزگارى‏!  «18»   گفت‏: من فرستاده پروردگار توام‏ ؛ آمده‏ام‏ تا پسر پاكيزه‏اى به تو ببخشم‏!  «19»   گفت‏: چگونه ممكن است فرزندى براى من باشد؟! در حالى كه تا كنون انسانى با من تماس نداشته‏، و زن آلوده‏اى هم نبوده‏ام‏!  «20»   گفت‏: مطلب همين است‏! پروردگارت فرموده‏: اين كار بر من آسان است و او را براى مردم نشانه‏اى قرارمی دهيم‏؛ و رحمتى باشد از سوى ما ! و اين امرى است پايان يافته   «21»   سرانجام به او باردار شد؛ و او را به نقطه ی دور دستى  برد «22»   درد زايمان او را به كنار تنه درخت خرماي خشکیده ای كشاند ؛ گفت‏:  اى كاش پيش از اين مرده بودم‏، و بكلّى فراموش مى‏شدم‏!  «23»   ناگهان از طرف پايين پايش کسی او را صدا زد كه : غمگين مباش‏! پروردگارت زير پاى تو چشمه آبى قرار داده است‏!  «24»   و اين تنه نخل را به طرف خود تكان ده‏، رطب تازه‏اى بر تو فرو مى‏ريزد!  «25»   از اين غذا بخور؛ و [از آن آب گوارا] بنوش‏؛ و چشمت را [به اين مولود جديد] روشن دار! و هرگاه كسى از انسانها را ديدى‏، [با اشاره‏] بگو: من براى خداوند رحمان روزه‏اى نذر كرده‏ام‏؛ بنابراين امروز با هيچ انسانى  سخن نمى‏گويم‏!   «26»   مريم در حالى كه او را در آغوش گرفته بود، نزد قومش آمد ؛ گفتند: اى مريم‏! كار بسيار عجيب و بدى انجام دادى‏!  «27»   اى خواهر هارون‏! نه پدرت مرد بدى بود، و نه مادرت زن بد كاره‏اى‏!!  «28»   مريم‏ به او اشاره كرد؛ گفتند: چگونه با كودكى كه در گهواره است سخن بگوييم‏؟!  «29»   ناگهان عيسى زبان به سخن گشود و گفت‏: من بنده خدايم‏؛ او كتاب [آسمانى‏] به من داده‏؛ و مرا پيامبر قرار داده است‏!  «30»   و مرا -هر جا كه باشم‏- وجودى پربركت قرار داده‏؛ و تا زمانى كه زنده‏ام‏، مرا به نماز و زكات توصيه كرده است‏!  «31»   و مرا نسبت به مادرم نيكوكار قرار داده‏؛ و جبّار و شقى قرار نداده است‏!  «32»   و سلام [خدا] بر من‏، در آن روز كه متولّد شدم‏، و در آن روز كه مى‏ميرم‏، و آن روز كه زنده برانگيخته خواهم شد !  «33»    اين است عيسى پسر مريم‏ ؛ گفتار حقّى كه در آن ترديد مى‏كنند!  «34»   هرگز براى خدا شايسته نبود كه فرزندى اختيار كند! منزّه است او! هرگاه چيزى را فرمان دهد، مى‏گويد: موجود باش‏! همان دم موجود مى‏شود!  «35
 
آیات به خودی خود گویا است ولی نکاتی در آن وجود دارد.
اول – در مورد روح به انسان متمثل شده ی  بر مریم س، بعضی او را جبرییل می دانند و بعضی روح که مخلوق خدا است و با فرشتگان فرق دارد (همان گونه که قبلا اشاره کردم )
دوم – اخت هارون (خواهر هارون) مثالی بوده که برای افراد پرهیزکار می گفتند و مردم متقی را به هارون نسبت می دادند (برادر هارون یا خواهر هارون ) ولی مسیحیان ادعا می کنند که خدای مسلمان ها مریم راخواهر واقعی هارون معرفی کرده است !!!
در جواب این ادعا عرض می کنم که در زمان پیامبر هم افراد زیادی از یهود و مسیحی حضور داشتند ولی اصلا هیچکدام این چنین ایرادی که مسیحیان کنونی می گیرند مطرح نمی کردند.
چون خود آنها از این نسبت دادن افراد پرهیزکار به هارون اطلاع داشتند .
 
 
25- جزء 18 سوره المومنون آيه 50 
وَجَعَلْنَا ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ آيَةً وَآوَيْنَاهُمَا إِلَى رَبْوَةٍ ذَاتِ قَرَارٍ وَمَعِينٍ
  
و ما فرزند مريم و مادرش را آيت و نشانه‏اى قرار داديم‏؛ و آنها را در سرزمين مرتفعى كه داراى امنيّت و آب جارى بود جاى داديم.
 
باز صحبت از خارق العاده بودن تولد عیسی ع  از  مریم س است و اینکه آنان نشانه های قدرت خدا هستند  و دیگر صحبت  سر سبز بودن ناصره است.
 
26- جزء 21 سوره الاحزاب آيه 7
وَإِذْ أَخَذْنَا مِنَ النَّبِيِّينَ مِيثَاقَهُمْ وَمِنكَ وَمِن نُّوحٍ وَإِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَأَخَذْنَا مِنْهُم مِّيثَاقًا غَلِيظًا
 
(به یاد آر ) هنگامی که از پیامبران پیمان گرفتیم ، از تو و از نوح و موسی و عیسی پسر مریم   و گرفتیم از آنها پیمانی سخت و محکم.
 
خداوند از تمام پیامبران پیمان رسالت می گیرد .
 
27- جزء 25 سوره الزخرف آيه 57
وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّون(57) َوَقَالُوا أَآلِهَتُنَا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلَّا جَدَلاً بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ (58) إِنْ هُوَ إِلَّا عَبْدٌ أَنْعَمْنَا عَلَيْهِ وَجَعَلْنَاهُ مَثَلاً لِّبَنِي إِسْرَائِيلَ (59)
  
و هنگامى كه درباره فرزند مريم مثلى زده شد، ناگهان قوم تو (اعراب بت پرست ) بخاطر آن داد و فرياد راه انداختند.  «57»   و گفتند: (آيا خدايان ما بهترند يا او [مسيح‏]؟! [اگر معبودان ما در دوزخند، مسيح نيز در دوزخ است‏، چرا كه معبود واقع شده‏]!) ولى آنها اين مثل را جز از طريق جدال و لجاج براى تو نزدند؛ آنان گروهى كينه‏ توز و پرخاشگرند!  «58»  مسيح فقط بنده‏اى بود كه ما نعمت به او بخشيديم و او را نمونه و الگوئى براى بنى اسرائيل قرار داديم‏.  «59»
 
صحبت بر سر این بوده است که بت پرستان می گفتند اگر ما و آنچه به جز خدا مورد عبادت قرار می گیرد در جهنم هستند پس جهنم خوب جایی می باشد  و ما در جوار مسیح هستیم !!!!!!
پیامبر هم به آنها فرمود:معبودانی که خود دستور به عبادت کردنشان بدهند در آتش اند مانند نمرود و فرعون و هر کس که خود را خدا  قرار دهد  و مردم او را عبادت کنند .
عیسی ع هیچ زمان خود  اقرار به خدایی نکرد و همواره این مطالب را انکار می نمود و ما در اناجیل هم می توانیم ببینیم که عیسی ع  حتی حاضر نبود یکی از صفات خدایی (صالح بودن ) را به خود اختصاص دهد و آن را فقط مختصّ خدا می داند چه برسد به اینکه خود را نعوذ بالله خدا بداند.
 
 
28- جزء 27 سوره الحديد آيه 27
ثُمَّ قَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِرُسُلِنَا وَقَفَّيْنَا بِعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ وَآتَيْنَاهُ الْإِنجِيلَ وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ
  
سپس در پى آنان رسولان ديگر خود را فرستاديم‏، و بعد از آنان عيسى بن مريم را مبعوث كرديم و به او انجيل عطا كرديم‏، و در دل كسانى كه از او پيروى كردند رأفت و رحمت قرار داديم‏؛ و رهبانيّتى را كه ابداع كرده بودند، ما بر آنان مقرّر نداشته بوديم‏؛ گرچه هدفشان جلب خشنودى خدا بود، ولى حقّ آن را رعايت نكردند؛ از اين ‏رو ما به كسانى از آنها كه ايمان آوردند پاداششان را داديم‏؛ و بسيارى از آنها فاسقند !
 
خداوند متعال با رهبانیت مخالف است و مسیحیانی را  که خارج از تکلیف الهی عمل می کنند و خود را به ریاضت می اندازند و به قول معروف کاسه ی داغ تر از آش شده اند، مورد شماتت قرار می دهد هر چند هدف آنها از این اعمال خشنودی خداوند است اما از حق ادای دستورات الهی جلوتر رفتند و ما می دانیم که انسانهایی که دستورات الهی را انجام ندهند یا بر عکس به دلخواه خود انجام دهند راهی بجز دوزخ ندارند.
انسان باید همواره تسلیم دستورات الهی باشد.
 
29- جزء 28 سوره الصف آيه 6
وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّرًا بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ
 
و هنگامی که گفت عیسی پسر مریم ای بنی اسراییل  من پیامبر خدا هستم به سوی شما و تصدیق می کنم آنچه از تورات در میان دستانم است و بشارت می دهم به پیامبری که می آید بعد از من که نام او احمد است پس هنگامی که او با دلایل روشن به نزدشان آمد گفتند این سحری آشکار است.
 
خوب به گویا ترین آیه قران کریم رسیدیم .
در رابطه با نام احمد ( ستوده شده ) سخنان زیادی در این وبلاگ گفته شده و شاید تکرار مکررات باشد.
در یوحنا 16:7 نیز می خوانیم مسیح ع مردم را به آمدن فردی بعد از خود بشارت می دهد. در انجیل یوحنا از او به نام پراکلیتوس یاد شده است و مترجمین در کمال خیانت آن را به تسلی بخش ترجمه کرده اند. 
در صورتی که همان معنی ستوده شده می دهد. مسیحیان ادعا می کنند این به اصطلاح تسلی بخش، روح القدس است .
در یوحنا 16:7 مسیح ع فرمود: تا من نروم ، او نمی آید در صورتی که اناجیل  از نزول روح القدس در کنار رود اردن و در جلوی چشم یحیی ع  و در زمان حیات مسیح ع خبر می دهند. پس منظور روح القدس نیست.
در انتهای آیه و منظور از نشانه های روشن نبوت پیامبر اسلام ، همان نام او ، معجزات او ، و... (مثلا وجود ابر بر سر آن حضرت که در انجیل برنابا و چتدین انجیل دیگر آمده و بحیرا { راهب کلیسای شام } پس از دیدن این نشانه پیامبر را شناخت ) می باشد .
 
صحبت های مستقیم قرآن در رابطه با عیسی ع همین ها بودند و قران بسیار ساده و عقلانی وجود شریف عیسی ع  و زندگی او را برای ما روایت کرده است.
 
                         «  سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد »
 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٦/۳٠ - مجتبی جواهریان
عيسی و قرآن ۲

                                                                  بسم الله الرحمن الرحیم
 
با عرض سلا م خدمت دوستان
مطالب عیسی ع و قرآن را ادامه می دهیم.
 
13- جزء 6 سوره المائدة آيه 46
وَقَفَّيْنَا عَلَى آثَارِهِم بِعَيسَى ابْنِ مَرْيَمَ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَآتَيْنَاهُ الإِنجِيلَ فِيهِ هُدًى وَنُورٌ وَمُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ التَّوْرَاةِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ
 
و به دنبال آنها ( پيامبران پيشين‏) عيسى پسر مريم را فرستاديم در حالى كه كتاب تورات را كه پيش از او فرستاده شده بود تصديق داشت‏؛ و انجيل را به او داديم كه در آن ‏، هدايت و نور بود ؛ و تورات را تصديق مى‏كرد ؛ و هدايت و موعظه‏اى براى پرهيزگاران بود .
 
خداوند در این آیه انجیل را تصدیقی برای تورات بیان می فرماید و یاد آور می شود که عیسی ع هیچ یک از احکام تورات را نه تنها نسخ نکرد بلکه تمام آن احکام را قبول داشته و عمل می کرد (مسیحیان می گویند دیگر احکام تورات به سر آمده و فقط باید نعوذ بالله عیسی را خدا بدانیم تا باعث نجات ابدی ما شود ولی خودشان هم می دانند که عیسی ع احکام را نسخ نکرد و این پولس و طرفدارانش بودند که شریعت را کنار گذاشتند و حتما در نظر مسیحیان درجه ی پولس از مسیح ع  بالاتر است !!!)
 
14- جزء 6 سوره المائدة آيه 72
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ
 
به راستی کافر شدند کسانی که گفتند خداوند همان مسیح پسر مریم است و ( در حالی که) مسیح گفت ای بنی اسراییل فقط خداوند که خدای من و خدای شماست را عبادت کنید براستی کسی که به خدا شرک ورزد پس یقینا بهشت بر او حرام می گردد و جایگاهش آتش است و برای ظلم کنندگان هیچ یاوری نیست .
 
نظیر این آیه در اناجیل کنونی هم هست که مسیح گفت  فقط  پدرم و پدر آسمانیتان را بپرستید (منظور از پدر همان رب و خدا و یا تربیت کننده است و بیشتر دانشمندان مترجم اناجیل به این نکته اشاره کرده اند  بیشتر مردم آن زمان رابطه ی خدا و بندگان را به رابطه ی پدر با پسر مطابقت می کردند نه از نظر این که خدا پدر مادی آنان است نه ... بلکه همان طور که قبلا هم عرض کرده بودم معنای تربیت کننده و روزی دهنده  را در نظر داشتند )
 
 
15- جزء 6 سوره المائدة آيه 75
مَّا الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَأُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كَانَا يَأْكُلاَنِ الطَّعَامَ انظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الآيَاتِ ثُمَّ انظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
 
مسیح پسر مریم چیزی نبود مگر پیامبر خدا (همان گونه که ) به راستی قبل از او پیامبرانی آمدند.
و مادرش بسیار راستگو بود و هر دو غذا می خوردند پس بنگر چگونه روشن می کنیم آیات را برای آنها  و بنگر چگونه منحرف می شوند .
 
در اینجا صحبت بسیار منطقی قرآن نمودار می شود و آن این است که غذا خوردن از افعال موجودی است که صاحب نیاز است و صاحب نیاز نمی تواند خدا باشد .
 
16- جزء 6 سوره المائدة آيه 78
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن بَنِي إِسْرَائِيلَ عَلَى لِسَانِ دَاوُودَ وَعِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ
 
لعنت کرده شدند بعضی از بنی اسراییل به زبان داود و عیسی پسر مریم به واسطه ی عصیان کردن و گناه کردنشان.
نیازی به توضیح ندارد.
 
 
17- جزء 7 سوره المائدة آيه 110
إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ
 
(به یاد آر)هنگامى را كه خداوند به عيسى پسر مريم گفت‏: ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيدم‏ زمانى كه تو را با روح القدس تقويت كردم‏؛ كه در گهواره و به هنگام بزرگى‏، با مردم سخن مى‏گفتى‏؛ و هنگامى كه كتاب و حكمت و تورات و انجيل را به تو آموختم‏؛ و هنگامى كه به فرمان من‏، از گل چيزى بصورت پرنده مى‏ساختى‏، و در آن مى‏دميدى‏، و به فرمان من‏، پرنده‏اى مى‏شد؛ و كور مادرزاد، و مبتلا به بيمارى پيسى را به فرمان من‏، شفا مى‏دادى‏؛ و مردگان را به فرمان من زنده مى‏كردى‏؛ و هنگامى را كه بنى اسرائيل را از آسيب رساندن به تو، بازداشتم‏؛ در آن موقع كه دلايل روشن براى آنها آوردى‏، ولى جمعى از كافران آنها گفتند: اينها جز سحر آشكار نيست‏  
 
در این آیه نکات ظریفی وجود دارد که سخن گفتن عیسی ع در گهواره و در هنگام پیری است و الان نزدیک به دوهزار سال از وجود شریف ایشان می گذرد و سخن گفتن فرد نوزاد و دو هزار ساله ( تا به امروز ) یکی از تاییدات روح القدس است.
دیگر اینکه تمامی معجزات عیسی ع و پیامبران از طرف و به فرمان خدا است و آنها به خودی خود قادر به انجام آن نمی باشند(بسیاری از معجزات عیسی ع که در قرآن است در اناجیل دیگر آمده است. مانند معجزه ی گنجشک ساختن از گِل ، که در انجیل کودکی آمده است )
خداوند نعمات خود به عیسی ع را 4 چیز می شمارد.
1 – سخن گفتن در پیری و نوزادی
2 – یاد دادن حکمت (کتاب تورات انجیل )
3 – معجزات مبرهن به دستور خدا 
4 – نجات او از چنگال بنی اسراییل در ارتباط با به صلیب کشیدن او
 
  
18- جزء 7 سوره المائدة آيه 112
إِذْ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَن يُنَزِّلَ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء قَالَ اتَّقُواْ اللّهَ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
19- جزء 7 سوره المائدة آيه 114
قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنزِلْ عَلَيْنَا مَآئِدَةً مِّنَ السَّمَاء تَكُونُ لَنَا عِيداً لِّأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآيَةً مِّنكَ وَارْزُقْنَا وَأَنتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ
 
(یاد کن ) هنگامی را که حواریون گفتند ای عیسی پسر مریم آیا پروردگارت
می تواند  برای ما غذایی ازآسمان نازل کند (عیسی) گفت از خدا بترسید اگر به او ایمان دارید ........
 
عیسی پسر مریم گفت ای خدای ما  پروردگارا  نازل کن  برای ما غذایی از آسمان که برای ما عید باشد برای اولینمان و آخرینمان و نشانه ای از تو و تو بهترین روزی دهندگانی.
 
حواریون از عیسی ع غذای آسمانی می خواهند و عیسی ع  آنها را به تقوی دعوت
 می کند. چرا؟
زیرا حواریون گفتند آیا خدا استطاعت این کار را دارد ؟!!!!!
و در  آیه بعد عیسی ع  به بهترین صورت ممکن و بسیار شیوا ،  صحبتهای حواریون را به خداوند عرضه می دارد بدون هیچگونه تردید و قادر ندانستن خدا و در کمال زیبایی و فصاحت در ارتباط با نزول مائده بعضی می گویند حواریون ترسیدند و نازل نشد چرا که خداوند گفت من آن را نازل می کنم ولی اگر بعد از خوردن آن کافر شوید شما را به گونه ای عذاب خواهم کرد که هیچ کس از بندگان را آن طور عذاب نکنم .
ولی به نظر اینجانب و اساتید من وقتی خدا می فرماید نازل می کنم حتما این امر مقتضی شده است و تنها فردی که از حواریون کافر شد همان یهودای اسخریوطی بد بخت است که محکوم به آن عذاب شد.
 
  
20- جزء 7 سوره المائدة آيه 116
وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـهَيْنِ مِن دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُيُوبِ
 
 
( یاد آر ) هنگامی که خدا فرمود ای عیسی پسر مریم آیا تو به مردم گفتی من و مادرم را خدا بدانید ؟ گفت منزّهی تو    نمی گویم  سخنی را  که  در آن حقی نداشته باشم اگر گفته بودم به راستی تو می دانستی و می دانی در نفس من چیست و نمی دانم در نفس تو چیست  به درستی که تو دانای نهان هایی.
 
 
صحبت از قیامت است و خداوند به عنوان شهادت از عیسی ع این چنین سوالی می فرماید و عیسی ع به بهترین صورت جواب می دهد .
(بعضی از مسیحیان این آیه را مبنی براشتباه خداوند در معنای تثلیث می دانند و می گویند خدای مسلمان ها نمی دانست که ما به الوهیت مریم ایمان نداریم؟ !!!
جواب- همانطور که دردو پست قبل گفتم  بعضی از مسیحیان به خدایی مسیح و مادرش ایمان داشتند {بربرانیه} و هنوز هم مسیحیان حاشیه ی مدیترانه در موقع خطر یا مریم مقدس می گویند و از او کمک می خواهند مخصوصا کاتولیک ها )
 
8- جزء 10 سوره التوبة آيه 30
وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
9- جزء 10 سوره التوبة آيه 31
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ
 
 
يهود گفتند: عزير پسر خداست‏ ! و نصارى گفتند: مسيح پسر خداست‏! اين سخنى است كه با زبان خود مى‏گويند ( تعقل نمی کنند )، كه همانند گفتار كافران پيشين است‏؛ خدا آنان را بكشد، چگونه از حق انحراف مى‏يابند؟!آنها دانشمندان و راهبان خويش را معبودهايى در برابر خدا قرار دادند، وهمچنين‏ مسيح فرزند مريم را؛ در حالى كه دستور نداشتند جز خداوند يكتائى را كه معبودى جز او نيست‏، بپرستند، او پاك و منزّه است از آنچه همتايش قرار مى‏دهند!
 
خداوند گناهان کسانی را که هر چیزی را  شریکش قرار بدهند نخواهد آمرزید.
و این سخن پسر خدا بودن را با سخن کافران پیشین مقایسه کرده است که فکر می کردند خدا هم مانند موجودات اهل و عیال دارد .
 
ادامه دارد...
                          
                                    « سلام بر کسی که از هدایت ، تبعیت کرد »

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٦/۱٥ - مجتبی جواهریان